مجموعة مؤلفين

128

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

است و نهر بيرون آورده‌اند ، به جهت حاصل ، درشكه نمىرود در سامره از اين راه ، در بين راه ميرزا محسن مستوفى را ديدم به سامره مى رفت . بارى ، منزل آمديم ، چاى خورده ، نماز كردم به جهت مغرب حرم رفتم زيارت كردم ، دعاى شب جمعه خواندم و همگى را دعا كردم به منزل آمدم مشغول روزنامه‌نويسى گرديدم ، ولى خيلى خسته‌ام [ 107 ] و شام هم خرما پلو داريم من با نارنج خوردم به جهت آنكه گلويم دو روز است درد مىكند ، بارى ساعت پنج خوابيدم و كاغذى وزير دول خارجه به ميرزا مهدى خان نوشته بود ، آدم نايب آورد ، اسب ميرزا مهدى خان زخم است و اسب جديد من هم كه عبدالحميد چلاق كرده و خوب نمىشود ، و مال هم به جهت طهران پيدا نمىشود ، تافردا ببينيم چه بايد كرد و پاى كربلائى اسماعيل بهتر است ، هنوز خوب نشده . روز جمعه بيست و يكم [ ربيع الاول ] : [ در ] كاظمين ، صبح حمام رفتم ، سر و كيسه كرديم ، شربت نارنج صرف شد ، بيرون آمده منزل آمدم . ناهار آبگوشت و ماست و پلو صرف شد به بغداد رفتيم ، قدرى خريد كرده در مغازه انگريز تا قريب به غروب مراجعت نموديم ، نماز ما قضا شد ، منزل آمديم . گفتند ، ميرزا محمود خان آمده بود و ما نبوديم ، چاى صرف شد حرم مشرف شدم ، زيارت كرده نماز كردم ، به منزل آمدم شام سبزى پلو و ماهى داشتيم صرف شد و پول آقا محمد صادق هم گرفته شد . بعد از شام آقا سيد تقى قدرى زبان درازى كرد ، من چند سيلى زدم آقا سيد رضا قدرى اوقاتش تلخ شد و گفت والده گفته است كه آقا سيد تقى مهمان بايد باشد تا برود وبيايد ، من گفتم والده هرگز چنين فرمايشى نكرده تو مهمان ، آقا سيد تقى مهمان ، كربلائى اسماعيل مهمان ، والده فرموده باشند پس مرا به جهت خدمت شماها روانه نموده‌اند ، خدمت از من هم بر نمىآيد . بعد خوابيديم ولى صداى سگ ها و سرگزمه ، نمى گذارد بخوابم . روز شنبه بيست و دوم « 1 » [ ربيع الاول ] : [ در ] كاظمين ، صبح برخاسته وضو گرفته ، نماز كردم ، به حرم مشرف شدم بعد منزل آمدم نايب آمد [ 108 ] بعد رفت ، ناهار كباب بازار داشتيم با ماست و

--> ( 1 ) . اصل : دوم